اکونومیست: صادرات نفت ایران تا تابستان، یک میلیون بشکه در روز کاهش مییابد
نفتکش الوا که حامل نفت ایران است، همچنان در سواحل مالزی سرگردان مانده است
اکونومیست در گزارشی تحلیلی، پیامدهای تحریمهای جدید آمریکا علیه صادرات نفت ایران را بررسی کرده و با اشاره به سیاستهای احتمالا سختگیرانهتر دونالد ترامپ، پیشبینی کرده است که واردات چین که تقریبا تمامی نفت صادراتی ایران را میخرد، یک میلیون بشکه در روز کاهش مییابد.
صادرات نفت جمهوری اسلامی در سال گذشته میلادی در مقایسه با سال ۲۰۱۸ بیش از ۱۲ برابر شده و به یک میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه در روز رسیده بود. اما اکنون، حتی قبل از بازگشت ترامپ به کاخ سفید وضعیت تغییر کرده و انتظار میرود که این روند تشدید شود.
۲۰ میلیون بشکه نفت سرگردان ایران در دریاها
به نوشته اکونومیست، در تاریخ ۲۵ نوامبر، نفتکش «الوا» (Elva)، که با پرچم سائوتومه و پرینسیپ ثبت شده است، بهطور مخفیانه دو میلیون بشکه نفت خام ایران را در سواحل مالزی بارگیری کرد. معمولاً سفر از این نقطه به شمال شرقی چین، مقصد احتمالی این نفتکش، کمتر از دو هفته طول میکشد، اما این بار نه.
اکونومیست در گزارش خود نوشته است ایالات متحده در سوم دسامبر این نفتکش را به اتهام نقض تحریمها در فهرست سیاه قرار داد و هرگونه معامله با آن را مشمول مجازات کرد. اکنون، شش هفته گذشته و این نفتکش همچنان کمتر از ۲۰ کیلومتر دورتر از محلی که بار خود را دریافت کرده بود، سرگردان است.
به نوشته اکونومیست الوا تنها نفتکشی نیست که در این وضعیت بهسر میبرد. از ماه اکتبر، زمانی که دولت بایدن برخورد با نفتکشهای مرتبط با جمهوری اسلامی را تشدید کرد، صادرات نفت خام ایران به چین – که تقریباً تمامی نفت ایران را خریداری میکند – یکچهارم کاهش یافت و به ۱.۳ میلیون بشکه در روز رسید.
همزمان، بارگیری نفت از ایران به امید تغییر شرایط ادامه یافته است. اما نتیجه این شده است که اکنون نفت ایران چهار برابر بیشتر از گذشته، در دریا سرگردان مانده است.
اکونومیست میزان این نفت سرگردان را حدود ۲۰ میلیون بشکه تخمین زده و نوشته است که بیشتر این نفت در سواحل مالزی و سنگاپور معطل مانده است.
اکونومیست در ادامه گزارش خود به تشدید فشارهای دولت بایدن در روزهای پایانی خود بر روسیه نیز اشاره کرده و نوشته است که در ۱۰ ژانویه، مقامات آمریکایی تحریمهای جدیدی علیه ۱۴۳ نفتکش اعمال کردند که ۴۲ درصد صادرات نفت دریایی روسیه در سال گذشته را دربرمیگیرد. این تحریمها همچنین شامل صادرکنندگان و بیمهگران بزرگ نیز میشود.
به نوشته اکونومیست این اقدام در کوتاهمدت برای ولادیمیر پوتین، رییسجمهوری روسیه، مشکلاتی ایجاد خواهد کرد و یکی از دلایلی است که باعث شده قیمت نفت برنت، شاخص جهانی قیمت نفت، در ۱۳ ژانویه به ۸۱ دلار در هر بشکه برسد که بالاترین قیمت نفت در پنج ماه گذشته محسوب میشود.
اکونومیست سپس با مقایسه روسیه و ایران تاکید میکند که جمهوری اسلامی با تهدید بزرگتری روبهروست. دونالد ترامپ در مورد محاصره روسیه همچنان تصمیمی نگرفته اما مصمم است که منابع مالی جمهوری اسلامی را بخشکاند.
اکونومیست احتمال داده که موفقیت ترامپ در چنین اقدامی میتواند بازارهای جهانی انرژی را مختل کند.
شکست رویکرد ملایم بایدن در قبال جمهوری اسلامی
جو بایدن در بخش عمدهای از دوران ریاست جمهوری خود بر رشد تجارت نفت ایران چشم بست. بین سال ۲۰۱۸، زمانی که اولین دولت ترامپ تحریمهای سختی را علیه جمهوری اسلامی اعمال کرد، و سال ۲۰۲۴، صادرات نفت خام ایران ۱۲ برابر شد و به ۱.۸ میلیون بشکه در روز رسید. سپس، در ماه اکتبر، بایدن تغییر رویکرد داد. در ماههای بعد، وزارت خزانهداری آمریکا ۵۵ نفتکش را به فهرست سیاه خود اضافه کرد که معادل یکسوم ناوگان «اشباح» است که وظیفه حمل نفت خام ایران را بر عهده دارد.
به نوشته اکونومیست، برخی از افراد آشنا با دولت بایدن میگویند مقامات متوجه شدهاند که رویکرد ملایم آنها نسبت به جمهوری اسلامی شکست خورده است. جمهوری اسلامی نه بهخاطر تحریمها بلکه بهخاطر پیروزیهای اسرائیل بر حماس و حزبالله و همچنین سقوط بشار اسد در سوریه تضعیف شده است. در عین حال، تهران به دستیابی به سلاح هستهای نزدیکتر شده است. از سوی دیگر، عرضه جهانی نفت فراوان و تقاضا کمتر است و این امر، این احتمال را کاهش میدهد که اجرای تحریمهای شدید علیه جمهوری اسلامی به مصرفکنندگان آمریکایی آسیب برساند. در هر صورت، بنزین گرانتر از این پس مشکل ترامپ خواهد بود.
اکونومیست در گزارش خود نوشته است که دولت بایدن بهطور هوشمندانه از تحریمها استفاده میکند. بیشتر نفت ایران را پالایشگاههای کوچکی در شمال شرقی چین میخرند که به «قوریها» معروف هستند. این پالایشگاهها برای سودآوری به نفت ارزان متکی هستند و محصولات خود را در داخل کشور به ارز محلی میفروشند، که آنها را در برابر تحریمهای ثانویه، که شرکتهای آمریکایی را از معامله با هر شرکتی که بهطور آگاهانه نفت ایران را بخرد منع میکند، ایمن میکند. اما این پالایشگاهها در عین حال نیازمند نفتکشهایی هستند که در بندرهای چینی پهلو بگیرند و نفت ارزان ایران را به دست آنها برسانند. بسیاری از این کشتیها از راه حمل کالا به آمریکا نیز درآمد کسب میکنند.
بهنوشته اکونومیست، طراحان تحریمها با آگاهی از این موضوع، نفتکشهایی را هدف قرار دادهاند که مسئول آخرین مرحله از سفر نفت ایران، معمولاً از مالزی به چین، هستند. اکنون بنادر چینی از ترس مجازات شروع به رد درخواست این نفتکشها برای پهلو گرفتن کردهاند.
در ششم ژانویه، گروه بندری شاندونگ، که بنادر مختلفی از جمله چینگدائو، ریژائو و یانتای را مدیریت میکند، پهلوگیری نفتکشهای موجود در فهرست سیاه آمریکا را ممنوع اعلام کرد. با کاهش عرضه، نفت خام ایران اکنون تنها با تخفیف ۱.۵۰ دلار در بشکه نسبت به قیمت نفت برنت، شاخص جهانی، معامله میشود، درحالی که این تخفیف سه ماه پیش شش و نیم دلار برای هر بشکه بود. این افزایش قیمت باعث شده است برخی از پالایشگاههای کوچک از بازار خارج شوند و در نتیجه تقاضا برای نفت ایران کاهش یابد.
بهنوشته اکونومیست، جمهوری اسلامی سخت در تلاش است تا نفتکشهای موجود در فهرست سیاه را با نفتکشهای «پاک» جایگزین کند، کاری که سابقه انجام آن را دارد. اما ناوگان جهانی اشباح که اکنون بیشتر نفت صادراتی روسیه را جذب میکند، آنقدر بزرگ شده که ممکن است دیگر کشتی کافی برای استخدام وجود نداشته باشد، بهویژه آنکه روسیه نیز به کشتیهای جدیدی نیاز دارد تا آنها را جایگزین کشتیهایی کند که آمریکا هفته گذشته در فهرست سیاه خود قرار داد.
از سوی دیگر، پالایشگاههای کوچک چینی با تنگناهای دیگری مواجه هستند. انبوه هپالایشگاههای بزرگتر و جدیدتری که در چین ساخته شدهاند حاشیه سود این پالایشگاهها را کاهش دادهاند. همچنین دولت چین سهمیه اندکی برای واردات نفت از سوی این پالایشگاهها اختصاص داده که از آلایندگی بالایی برخوردارند.
بازگشت ترامپ
بهنوشته اکونومیست، ترامپ در چنین وضعیتی وارد عمل میشود و بهعنوان اولین اقدام، دولت او میتواند نفتکشها و بازرگانان بیشتری را به فهرست سیاه خزانهداری اضافه کند. اقدام بزرگتر، که به گفته برخی از افراد آگاه، تیم ترامپ در حال بررسی آن است، این خواهد بود که به چین اطلاع دهد آمریکا بنادر دریافتکننده نفت ایران را تحریم خواهد کرد. تهاجمیترین گزینه میتواند اعمال تعرفههای سنگین بر چین باشد تا زمانی که دولت چین توافق کند واردات نفت ایران را ممنوع کند و سایر شرایط را بپذیرد.
استفاده از چنین تاکتیکهایی میتواند صادرات نفت خام ایران را تا تابستان بیش از یک میلیون بشکه در روز کاهش دهد. بهنوشته اکونومیست، چنین امری اگرچه میتواند قیمت نفت در هر بشکه را بین پنج تا ۱۰ دلار افزایش دهد، اما چنین افزایش قیمتی برای مصرفکنندگان آمریکایی قابل قبول خواهد بود و در عین حال باعث کمک به تولیدکنندگان نفت در ایالات متحده خواهد شد.
اکونومیست در پایان گزارش خود به یک سناریو کمتر خوشبینانه نیز پرداخته و نوشته است که ممکن است جمهوری اسلامی با حمله به سایر کشورهای خلیج فارس یا بدتر از آن، بستن تنگه هرمز – آبراهی که ۳۰ درصد نفت خام و ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکند – به تحریمها علیه خود پاسخ دهد. در این صورت، آمریکا ممکن است با اعزام نیروی دریایی خود واکنش نشان دهد. رهبران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند که اگر آنها نتوانند صادرات داشته باشند، هیچکس دیگر هم چنین امکانی را نخواهد داشت. آنها وقتی تحت فشار قرار گیرند، ممکن است به اقدامات ناامیدانه متوسل شوند. بنابراین، اگرچه اکنون بهترین زمان برای یک حمله اقتصادی به جمهوری اسلامی است، اما این اقدام گزینهای کاملا امن نخواهد بود.
هر چند جمهوری اسلامی بر اساس قوانین شرعی، محدودیتهای فراوانی بر رفتار جنسی خارج از چارچوب ازدواج رسمی در ایران اعمال میکند اما به نظر میرسد رشد صنعت خدمات ماساژ به صورت زیرزمینی در شهرهای مختلف، به پوششی برای تنفروشی بدل شده است.
تنفروشی در قالب ارائه خدمات ماساژ که در شبکههای مجازی تبلیغ میشود و پربازدید شده است، از تناقضهای اخلاقی و اجتماعی-اقتصادی عمیق در جمهوری اسلامی حکایت دارد.
در کشوری که اخلاق عمومی بر پایه اصول اسلامی تعریف میشود، محبوبیت خدمات ماساژ در شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام، پارادوکس قابل توجهی را به نمایش میگذارد.
به نظر میرسد بسیاری از این صفحهها در فضای مجازی در حال تبلیغ خدمات درمانی هستند اما بررسیهای دقیقتر ایراناینترنشنال واقعیت دیگری را آشکار میکند: شبکهای مخفی از تنفروشی، تحت پوشش خدمات درمانی فعالیت میکنند.
یکی از این صفحات به دست زنی اداره میشود که خود را دارنده مدرک فیزیولوژی از دانشگاه تهران و مدرک بینالمللی ماساژدرمانی از مالزی معرفی میکند و در پروفایل آن نوشته شده است: «من یک ماساژور هستم و در تهران برای زنان و مردان خدمات ماساژ ارائه میدهم.»
ایراناینترنشنال نمیتواند بهطور مستقل اصالت این صفحات یا محتوای آنها را تایید کند، علاوه بر این به نظر میرسد برخی از این صفحات، از ویدیوهایی از خدمات ماساژ در سایر کشورها را برای تبلیغ کار خود استفاده کردهاند.
این خدمات شامل ماساژ در منزل، ماساژ پا، ماساژ با سنگ داغ و ماساژ تایلندی است و در شماری از این صفحات هم عکسهایی از یک سالن ماساژ که ظاهرا در شمال تهران قرار دارد، به چشم میخورد.
وجود تعدادی ویدیو از زنان جوانی که در حال ماساژ مردان هستند، ظاهرا به مشتریان این امکان را میدهد که ماساژور مورد علاقه خود را انتخاب کنند.
با این حال، یکی از لینکهای موجود در یکی از این صفحهها، ما را به یک کانال تلگرام راهنمایی میکند و این کانال بُعد دیگری از خدمات ارائه شده در این مراکز را به تصویر میکشد.
محتویات این کانال تگرام نشان میدهد این مراکز چیزی فراتر از ماساژدرمانی سنتی در اختیار مشتریان میگذارند و خدمات آنها همچنین شامل سکس سهنفره یا گروهی و رابطه با لزبینها و افراد تراجنسیتی میشود.
قیمت این خدمات دو میلیون و ۱۰۰ هزار تومان برای یک ماساژ ۹۰ دقیقهای، چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان برای ماساژ و رابطه جنسی، شش میلیون و ۲۰۰ هزار تومان برای یک شب خدمات، و ۱۳ میلیون تومان برای خدمات در طول ۲۴ ساعت تعیین شده است.
تنفروشی در ایران غیرقانونی است و برای افرادی که در آن مشارکت میکنند یا در تسهیل آن نقش دارند، مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته میشود.
بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، «زنا»، یعنی رابطه جنسی بین دو فرد که رابطه زناشویی رسمی با همدیگر ندارند و همجنسگرایی میتواند به حبس، شلاق یا در مواردی به اعدام منجر شود.
ناظران میگویند علیرغم قوانین تنبیهی بیرحمانه جمهوری اسلامی، تجارت زیرزمینی روابط جنسی در ایران همچنان ادامه دارد و عواملی از جمله فقر، بیکاری، اعتیاد به مواد مخدر و کمبود تحصیلات به آن دامن میزند.
مشکلات شدید اقتصادی یکی از مهمترین دلایلی است که زنان در ایران را در معرض استثمار قرار میدهد و میتواند شماری از آنان را وادار به تنفروشی کند.
وقتی ایراناینترنشنال برای کسب اطلاعات بیشتر با مدیر کانال تلگرامی تماس گرفت، فردی با فهرستی از پیش آماده شده که جزییات قوانین و روشهای پرداخت را توضیح میداد، به این تماس پاسخ داد.
به گفته او، مشتریان باید نیمی از هزینهها را پیش از دریافت خدمات و نیمی دیگر را پس از آن پرداخت کنند، البته پیشپرداخت باید به حساب فرد دیگری صورت میگرفت و این موضوع میتواند به این معنی باشد که این صفحات و کانال در کار کلاهبرداری باشند.
وجود این صفحات در فضای مجازی، چه جعلی و چه واقعی، تصویری نگرانکننده از زندگی در حکومت جمهوری اسلامی به تصویر میکشد: یا افرادی در حال سواستفاده از تجارت غیرقانونی تنفروشی برای گول زدن جوانان و کلاهبرداری از آنان هستند و یا زنان جوانی از سنین ۲۰ تا ۴۰ ساله حاضر هستند برای سه میلیون تومان تنفروشی کنند.
ادامه بررسی های ایراناینترنشنال، نشان داد صفحات مشابه متعددی در فضای مجازی وجود دارند که به دست ادمینهای ایرانی اداره میشوند.
برخی از این صفحات به صورت تلویحی و مبهم به تبلیغ ارائه خدمات جنسی میپردازند و برخی دیگر آشکارا از آن سخن میگویند. قیمت این خدمات با توجه به عوامل مختلفی از دو میلیون تومان تا ۱۵ میلیون تومان متغیر است.
به دلیل ماهیت حساس این مطلب و حفظ امنیت افرادی که عکس آنها در این صفحات قرار داده شده است، ایراناینترنشنال از ذکر اسامی درج شده در این صفحات خودداری میکند.
«آ» که میگوید زنی ۲۴ ساله است که تصویرش در یکی از آگهیهای تبلیغ ارائه خدمات جنسی در فضای مجازی دیده میشود.
آنچنان که در تبلیغ ادعا شده او با ارائه گواهی سلامت و همچنین گواهی واکسیناسیون کرونا به مشتریان اطمینان خاطر میدهد که خطر ابتلا به بیماریهای مراقبتی از طریق رابطه جنسی وجود ندارد.
عکسهایی با لباسهای مختلف از این زن در این صفحه موجود است و نوشته شده او برای هر روز همراهی یک مشتری خدمات جنسی، ۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مطالبه میکند و با آنان به سفر نیز میرود.
زن دیگری با نام «میم»، ویدیوهایی شطرنجیشده از رابطه دهانی به اشتراک گذاشته است. او همچنین عکسهایی در سواحل، باشگاههای ورزشی و سایر مکانها در اختیار مشتریان بالقوه خود میگذارد و به نظر میرسد با به نمایش گذاشتن بدن خود سعی در جذب آنان دارد.
«ر» زنی دیگر است که میگوید ۲۷ ساله است و آمادگی خود را برای سفرهای بینالمللی با مشتریان اعلام کرده است.
زن دیگری با نام «گاف» در یک ویدیوی تبلیغاتی دیده میشود و از یک استخر، بوسه و چشمک را روانه مشتریان خود میکند.
مقامهای جمهوری اسلامی در مواجهه با تنفروشی به صورت گزینشی عمل میکنند. آنها در بسیاری موارد چشم خود را به روی واقعیتهای موجود میبندند و در تعدادی از موارد نیز به شکلی بیرحمانه افراد دخیل در تنفروشی را سرکوب میکنند.
به همین دلیل، این باور وجود دارد که تصمیمات و شیوه برخورد مسئولان حکومت در حوزه برخورد با مساله تجارت جنسی، تحت تاثیر فساد و رشوهگیری اتخاذ میشود.
هرچند نگاه عامه مردم در ایران به تنفروشی، تحت تاثیر ارزشهای محافظهکارانه مذهبی، تا حد زیادی منفی است، اما اکنون بسیاری اذعان دارند که عوامل اجتماعی-اقتصادی در دامن زدن به این پدیده نقشی کلیدی ایفا میکنند.
همزمان، تلاشها برای مبارزه با تنفروشی در ایران به دلیل محدودیتهای قانونی و فرهنگی با موانع زیادی روبهرو شده است.
اگرچه برخی ابتکارات با هدف حمایت و بازپروری کارگران جنسی در ایران وجود دارد، اما سازمانهای غیردولتی فعال در این زمینه با مشکلات زیادی از جمله فشارهای حکومت و نگاه منفی جامعه دست به گریبان هستند.
به گفته کارشناسان و متخصصان این حوزه، مواجهه موثر با پدیده تنفروشی تنها با شناسایی و تلاش برای رفع عوامل ریشهای آن، مانند فقر و نگاه غیرامنیتی و آسیبشناسانه به این معضل امکانپذیر است.
بهعلاوه، آگاهیبخشی، خدمات آموزشی، آموزش حرفهای و مراقبتهای پزشکی از دیگر شاخصههای مهمی هستند که باید در مسیر حل معضل تنفروشی در نظر گرفته شوند.
حکومت به دنبال اجرای سختگیرانه قوانین خود در حوزه «اخلاق»، از جمله حجاب اجباری است. در سوی دیگر، تنفروشی بیداد میکند و زنان آسیبپذیر را درست زیر چشم حکومت مورد استثمار قرار میدهد.